به گزارش حیات، برخی منابع آمریکایی طی روزهای اخیر از ارتباطات خاص جفری اپستین با سازمان جاسوسی-تروریستی موساد سخن گفتهاند. اگر فرض ارتباط جفری اپستین با موساد را درست بدانیم، آنگاه پرونده او دیگر نه یک رسوایی جنایی، بلکه یک عملیات اطلاعاتی کلاسیک با کارکرد گروکشی سیاسی خواهد بود.
در این چارچوب، افشاگریهای مرحلهبهمرحله درباره اپستین معنایی کاملاً متفاوت پیدا میکند؛ معنایی که به نقش سرویسهای اطلاعاتی خارجی در مهار و هدایت بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا اشاره دارد.
الگوی رفتاری اپستین ــ از شبکهسازی هدفمند با سیاستمداران، میلیاردرها و چهرههای بانفوذ گرفته تا مصونیتهای قضایی عجیب و در نهایت مرگ مشکوک در زندان ــ با منطق «جرم فردی» همخوانی ندارد. این الگو بیش از هر چیز یادآور پروندهسازی، جمعآوری اطلاعات و تولید اهرم فشار است؛ همان ابزاری که سرویسهای اطلاعاتی برای گروکشی بلندمدت از سیاستمداران منحرف و آسیبپذیر بهکار میگیرند.
در چنین سناریویی، موساد نهتنها از رفتارهای مجرمانه اپستین مطلع بوده، بلکه از آن بهعنوان مکانیسم تلهگذاری استفاده کرده است؛ تلهای که خروجی آن، بانک اطلاعاتی از چهرههای سیاسی آلوده و قابل مهار در ساختار قدرت آمریکا است.
این افراد، حتی اگر هرگز مستقیماً دستور نگیرند، با آگاهی از «پروندههای باز» خود، عملاً به سیاستمدارانی قابل کنترل، محافظهکار و همسو تبدیل میشوند.
اهمیت ماجرا در اینجاست که گروکشی اطلاعاتی، الزاماً نیازمند افشاگری علنی نیست. کافی است اسناد وجود داشته باشند. همین «تهدید بالقوه افشا» برای شکلدهی به تصمیمات کلان، رأیگیریها، مواضع ضدایرانی، حمایت بیقیدوشرط از تلآویو و حتی سکوت معنادار در برابر جنایات آشکار رژیم صهیونیستی کفایت میکند.
به این معنا، پرونده اپستین میتواند یکی از پایههای پنهان نفوذ اسرائیل در سیاست داخلی آمریکا باشد. رفتار نهادهای امنیتی و قضایی آمریکا نیز این فرضیه را تقویت میکند. پنهانکاری سیستماتیک، خودداری از انتشار کامل اسناد، حذف فهرست ارتباطات اپستین و بستن شتابزده پرونده، همگی نشان میدهد که مسئله، صرفاً حفظ آبروی افراد نیست، بلکه جلوگیری از فروپاشی یک سازوکار نفوذ است.
افشای کامل پرونده، میتواند زنجیرهای از رسواییهای سیاسی را فعال کند که دامنه آن از کنگره تا کاخ سفید امتداد یابد.
در این چارچوب، موساد امروز نه نیازمند عملیات جدید، بلکه مشغول بهرهبرداری حداکثری از یک سرمایه اطلاعاتی قدیمی است. هر بار که فضای سیاسی آمریکا دچار شکاف میشود، هر زمان که اختلافات داخلی بالا میگیرد یا رقابتهای انتخاباتی حساس میشود، سایه پرونده اپستین دوباره بر سر سیاستمداران آمریکایی سنگینی میکند؛ سایهای که کارکرد اصلی آن، انضباطبخشی و همراستا نگهداشتن بازیگران منحرف است.
پرونده اپستین، نه یک لکه تاریک در تاریخ آمریکا، بلکه نماد آسیبپذیری ساختار قدرت این کشور در برابر نفوذ اطلاعاتی خارجی است؛ نفوذی که با اخلاق، قانون و حاکمیت ملی آمریکا بازی کرده و هزینه آن را نه نخبگان، بلکه افکار عمومی این کشور میپردازند.
منبع: تسنیم
نظر شما